1-13-نهاد یا موسسات استفاده کننده از نتایج تحقیق  29

 

فصل دوم:مبانی نظری و پیشینه پژوهش    30

 

1-2-  مقدمه  31

 

2-2- خلا تئوریکی موجود: 32

 

2-2-1-تعاریف: 32

 

1-تعریف مشارکت   32

 

2-تعریف مدیریت مشارکتی   33

 

2-2-2- اهداف مدیریت مشارکتی   35

 

2-2-3- پیش نیازهای فرآیند مدیریت مشارکتی   36

 

2-2-4- مدیریت مشارکتی و مزایای آن  38

 

2-2-5- شیوه های مدیریت مشارکتی   39

 

2-2-6-1- تلاش مدیریت عالی   40

 

2-2-6-2- نقش مدیریت میانی   41

 

2-2-6-3- نقش مدیریت عملیاتی   41

 

2-2-6-4- نقش کارکنان  42

 

2-2-7- ابعاد مشارکت در تصمیم گیری   42

 

2-2-7-1- مقتضیات مشارکت   43

 

2-2-7-2- موانع اجرایی مدیریت مشارکتی   44

 

2-2-7-3- مشارکت از دیدگاه اسلام  47

 

2-2-7-4- مبانی فکری مشارکت   47

 

2-2-7-5- انوع مشارکت   48

 

2-2-7-6- اجزای کلیدی برای مشارکت کارکنان  48

 

2-2-7-7- سطوح مشارکت   49

 

2-2-7-8-  پیامدها و نتایج مشارکت   50

 

2-2–8- مقایسه شیوه مدیریت سنتی و مدیریت مشارکتی(بهرامی،1390ص34). 51

 

2-3- مشارکت کارکنان  52

 

2-3-1- انواع مشارکت کارکنان  52

 

2-3-2- فلسفه مدیریت مشارکتی و نظام پیشنهادات   52

 

2-3-4- تعریف نظام پیشنهادات   53

 

2-3-5- پیشینه نظام پیشنهادات در جهان  54

 

2-3-6- بیشینه نظام پیشنهادات در ایران  54

 

2-3-7- بستر قانونی نظام پیشنهادات در بخش دولتی ایران  56

 

2-3-8- زمینه های اجرایی نظام پیشنهادات   57

 

2-3-9- اهداف اجرایی نظام پیشنهادات   58

 

2-3-11- ویژگی های یک نظام موفق پیشنهادات   60

 

2-3-12- خلاقیت، پیش نیاز نظام پیشنهادات   60

 

2-3-13- ساختار نظام پیشنهادات   61

 

2-3-14- اسامی تعدادی از سازمان های دارای نظام پیشنهادات در ایران  61

 

2-3-15- نظام پیشنهادات و افزایش بهره وری کارکنان  61

 

2-3-16- نتایج اجرای نظام پیشنهادات در بخش دولتی و خصوصی ایران  62

 

2-3-17- علل عدم موفقیت نظام پیشنهادات در بخش دولتی   63

مقالات و پایان نامه ارشد

 

 

2-3-18- چالش های کلی استقرار نظام پیشنهادات در ایران  63

 

2-3-19- راهکارهایی برای غلبه بر چالش ها 64

 

2-4- توانمند سازی کارکنان  65

 

2-4-1-ضرورت توانمندسازی كاركنان در سازمانها 65

 

2-4-2-علل گرایش سازما نها به توانمندسازی   66

 

2-4-3-تاریخچه توانمند سازی   69

 

2-4-4- اهمیت پرداختن به موضوع توانمندساری کارکنان  71

 

2-4-5-اهداف توانمند سازی کارکنان  73

 

2-4-6-انواع توانمندسازی   74

 

2-4-7-دلایل توانمندسازی کارکنان  74

 

2-4-8-روش ها و برنامه های توانمند سازی کارکنان  74

 

2-4-9- توانمندسازی   75

 

2-5-پیشینه پژوهش    76

 

پژوهش های داخلی: 76

 

پژوهش های داخلی: 76

 

2-4-10-جمع بندی مدل نهایی پژوهش    85

 

فصل سوم:روش پژوهش    86

 

3-1-مقدمه: 87

 

3-2-روش تحقیق  87

 

3-3-معرفی سازمان  87

 

3-4-روش و ابزار گردآوری داده ها 88

 

3-5-روایی و پایایی ابزار گردآوری داده ها 89

 

3-5-1-روایی ابزار گردآوری داده ها 89

 

3-5-2-پایایی ابزار گردآوری داده ها 90

 

3-6-ساختار پرسش نامه  91

 

3-7-جامعه آماری   92

 

3-7-1-نمونه آماری   93

 

3-7-2-تعیین حجم نمونه  93

 

3-7-3-روش نمونه گیری   94

 

3-8-روش تجزیه و تحلیل داده ها 94

 

فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها 95

 

4-1) مقدمه  96

 

4-2) آمار توصیفی   97

 

(4-2-1) : توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب سن افراد را نشان می دهد. 97

 

4-1-2) : توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب جنسیت افراد را نشان می دهد. 99

 

4-2-3) : توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تحصیلات افراد را نشان می دهد. 101

 

4-3)آمار استنباطی و تجزیه و تحلیل داده ها 103

 

4-3-1) : آزمون کولموگروف -اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن متغیرها (K-S ) 103

 

(4-5)آزمون فرضیات   105

 

فصل پنجم:نتیجه گیری و پیشنهادها 113

 

5-1) مقدمه  114

 

5-2) بررسی نتایج حاصل از یافته های پژوهش    114

 

5-2-1)نتیجه گیری کلی: 118

 

5-3) پیشنهادهای پژوهش: 120

 

5-3-1) پیشنهادهای كاربردی   120

 

5-3-2) پیشنهادات برای پژوهشهای آینده 123

 

5-4) محدودیتهای پژوهش: 123

 

منابع: 124

 

 

 

 

 

فهرست جداول

 

جدول 2-1: مقایسه مدیریت سنتی با مدیریت مشارکتی   40

 

جدول( 4-1 ): توزیع فراوانی برحسب سن افراد  86

 

جدول( 4-2 ) : توزیع فراوانی بر حسب جنسیت افراد  88

 

جدول( 4-3 ) : توزیع فراوانی بر حسب تحصیلات   90

 

جدول ( 4-4) : آزمون کولموگروف -اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن متغیرها 93

 

جدول ( 4-6) مدیریت مشارکتی و توانمند سازی   94

 

جدول ( 4-7) هدف گذاری و توانمند سازی   95

 

جدول ( 4-8) تصمیم گیری و توانمند سازی   96

 

جدول ( 4-9) حل مشکلات و توانمند سازی   97

 

جدول ( 4-10 )تغییر و تحول  سازمانی و توانمند سازی   98

 

جدول ( 4-11) شایستگی و توانمند سازی   99

 

جدول ( 4-12) موثر بودن و توانمند سازی   100

 

جدول(4-12) رتبه بندی متغییرهای پژوهش بر اساس میزان تاثیر بر اساس آزمون فریدمن  101

 

 

 

چکیده:

 

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مدیریت مشارکتی و توانمند سازی کارکنان در اداره کل دادگستری شهر کرمانشاه در سال 1393 انجام گرفته است. روش شناسی پژوهش برحسب هدف،کاربردی و برحسب نوع داده ها توصیفی از نوع پیمایشی است.این تحقیق بر اساس مطالعه کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته و به علت وجود محدودیتهای عملی مطالعات میدانی بصورت مستقل به دو روش پرسشنامه و مصاحبه می باشد. و روش جمع آوری داده ها،کتابخانه ای و میدانی است که با استفاده از پرسشنامه های استاندارد برای سنجش مدیریت مشارکتی از پرسشنامه الوانی که شامل 4 مولفه و12گویه می باشد وبرای سنجش توانمند سازی کارکنان از پرسشنامه استاندارد اسپریتر(1996) ترجمه مقیمی  و همکاران که دارای 4 مولفه و 25 گویه است استفاده شده است. در این پژوهش برای تعیین پایایی از روش آزمون مجدد استفاده شد. و بین اعضای نمونه مقدماتی دوبار پرسشنامه در زمانهای متفاوت توزیع و از مقایسه نتایج آن مشخص شد که انحراف قابل ملاحظه ای وجود ندارد. آلفای کرونباخ محاسبه شده توسط نرم افزار،جهت تأئید ادعای فوق الذکر، برابر با91/.میباشد. و برای روایی آن از تایید کارشناسان از جمله مدیران دادگستری و اساتید دانشگاه استفاده نمودیم.جامعه ای كه این پژوهش به بررسی آن می پردازد، كلیه افرادی می باشند که در اداره کل دادگستری شهر کرمانشاه مشغول به کار می باشند.که جامعه آماری ما با توجه به در دسترس بودن آمار دقیق ،محدود (575نفر)می باشند.  که جهت تعیین نمونه آماری از فرمول کوکران با جامعه محدود استفاده نمودیم که طبق فرمول نمونه آماری ما 230 نفر انتخاب شدو با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی به بررسی ویژگی های جامعه آماری با استفاده از نرم افزار  SPSS پرداختیم و تمامی فرضیات پژوهش مورد تائید قرار گرفتند که بیشترین ارتباط بین هدف گذاری و توانمند سازی کارکنان با ضریب همبستگی 769/0 و کمترین ارتباط نیز بین شایستگی و توانمند سازی کارکنان وجود داشت.

 

واژگان کلیدی: هدف گذاری،تصمیم گیری،حل مشکلات،تغییر و تحول سازمانی،شایستگی،مدیریت مشارکتی.

 

 

 

فصل اول

 

 

کلیات پژوهش

 

 

 

1-1-مقدمه:

 

افراد به منظور ارضای خود و برآورده ساختن هدفهای فردی ، به یک سازمان می پیوندند. آنها در می یابند هدفهایی را که یک شخص به تنهایی نمی تواند به آنها دسترسی یابد، از طریق سازمانها با مساعدت و مشارکت در آنها دست یافتنی است .انسانها در همه امور نیاز به همکاری و مشارکت با یکدیگر داشته اند و در کشور ماهم با توجه به پیشرفت علم مدیریت و استقرار مدیریت نوین در سازمانها و موسسات، موضوع مشار کت در امر مدیریت امروزه مورد توجه زیادی قرار گرفته است(سلاجقی و هنرآموز،به نقل از ایرانزاده و زنجانی،1392)

 

بنیادی ترین اندیشه زیرساخت مشارکت، پذیرش “اصل برابری مردم” است.این اصل به جامعه، به سازمان ها و به گروه ها امکان می دهد که از ظرفیت کامل مردم و نیروی کار در تصمیم گیری ها و تصمیم سازیها، در جهت شکوفایی استعدادها و پیشرفت ها سود برند و سود رسانند. لذا در زمینه مدیریت کارکنان، عرضه کنندگان، مشتریان و سهامداران بتوانند در ارائه پیشنهادها، دادن اندیشه های نو، زدودن نارسایی ها و مشکلات در فرآیند تصمیم گیری و تصمیم سازی و یاری رساندن به مدیریتیا به عبارتی در کلیه امور مشارکت نمایند می باشد، صاحب نظران دیدگاههای متعددی در این زمینه دارند(آهنچی،1386،ص 690).

 

توانمندسازی كاركنان، روش جدیدی است كه برای افزایش بهره وری از راه افزایش تعهد كاركنان به سازمان و بالعكس مورد استفادة مدیران قرار می گیرد و این شیوة ارزشمندی است كه بین كنترل كامل مدیریت و آزادی عمل كاركنان توازن برقرار می كند. توانمندسازی، راهی متفاوت برای كاركردن افراد با یكدیگر است و هدف اصلی آن تغییر ساختار مدیریت از شكل سنتی و هرمی به ساختار مشاركتی است (نوه ابراهیم و عبدالهی،1392ص50).

 

توانمندسازی مهم‌ترین چالش مدیران در عصر حاضر است. زیرا سازمان‌ها در معرض تغییرات سریع و غیر قابل پیش بینی قرار دارند. از مهم‌ترین عوامل بروز این تغییرات، می‌توان به رقابت روزافزون جهانی، توسعه و گسترش فناوری اطلاعات و بروز تغییرات در ویژگی‌ها و خواسته‌های مشتریان اشاره کرد. تغییر در شرایط سازمان های عصر حاضر، منجر به تغییر در نگرش آنها به نیروی انسانی شده است. در این شرایط، کارکنان سازمان، ابزار موفقیت مدیر نیستند و به عنوان سرمایه‌های سازمان، به گردانندگان اصلی جریان کار و شرکای سازمان تبدیل شده اند (روی و شنا[1]،2005 ،ص [2]125).

 

مشارکت فرایندی است که طی آن کارکنان یک سازمان به طور داوطلبانه در امور و فعالیتهای مربوط به خود دخالت کنند به شرطی که توان و انگیزه مناسب برای دخالت مؤثر را داشته باشند(دکنیک[3]، 2011 ). توانمند سازی  از مفاهیم نوینی است که امروزه در جامعه شناسی و اقتصاد و به تازگی در مدیریت و سازمان به صورت گسترده مورد استفاده قرار گرفته است. تأکید شیوه مدیریت مشارکتی بر همکاری و مشارکت داوطلبانه کارکنان استوار است و می خواهد از اندیشه ها، نظرات و ابتکارات آنها در حل مشکلات و مسائل سازمان استفاده کند. مدیریت مشارکتی عملیاتی است که طی ان کارکنان یک سازمان در روند تصمیم گیریها دخالت و شرکت داشته باشند(والاس و پائول[4]،2011).

 

به اعتقاد کگیوت و زندر«یک سازمان یک گروه اجتماعی است که مشخصه آن سرعت و کارایی در ایجاد و انتقال دانش می باشد»اینیک دیدگاه نسبتاّجدید و مهم درباره تئوری سازمان است که در حال حاضر از سوی چندین صاحب نظر مانند نوناکا،اسپندر و زندر ارائه شده است(قلیچلی و مشبکی،1385،ص145).

 

این نویسندگان معتقدند که سازمان ها دارای قابلیت های خاصی برای خلق و تسهیم دانش اند که برای آنهادر مقایسه با سازمان های دیگرمزیت مشخصی ایجاد می کند.همچنین ناهاپیت و گوشال نیز اظهار می دارند که مشارکت تصمیم گیری یکی از قابلیت ها و دارایی های مهم سازمانی است که می تواند در خلق و تسهیم دانش کمک بسیاری نماید.آرمسترانگ(1386) در مدل مفهومی خود،تصمیم مشارکتی  را عنصری از سرمایه فکری در نظر می گیردو برخی دیگر آن را به عنوان یک عامل موثر در ایجاد سرمایه فکری مورد بحث قرار می دهند بنتیس در مدل سرمایه فکری خود اگرچه از عنوان تصمیم مشارکتی  استفاده نمی کند با این وجود اذعان می کند که اعتماد و فرهنگ تسهیل کننده سرمایه فکری سازمان ها هستند(همان).

 

همچنین به اعتقاد ناهاپیت و گوشال اساساَ سرمایه فکری یک مصنوع اجتماعی است و همچنین اینکه دانش و معنی همیشه در یک بافت اجتماعی موجود هستند.یعنی از طریق روابط جاری در گروه ها هم خلق شده و هم پایدار می ماند.در واقع آنها با پذیرش چارچوب مفهومی سرمایه فکری در روابط ابعاد سرمایه اجتماعی شامل ساختاری،رابطه ای و شناختی را صرفاَ با بعد دانش اجتماعی آشکار و پنهان سرمایه فکری مورد بررسی قرار  می دهند.البته قدر مسلم قضاوت در مورد نقشی که مشارکت در تصمیم گیری می تواند در ایجاد توانمند سازی  سازمان قوه قضاییه  سهم  داشته باشد نیازمند مطالعه نظری و تجربی بسیاری است که در این راستا هنوز مطالعات بسیار اندک می باشد لذا پژوهش در پی آن است تا مشخص کند که مدیریت مشارکتی  چه نقشی در ایجاد توانمند سازی کارکنان  سازمان قوه قضاییه استان کرمانشاه  دارد و چگونه و به چه دلیلی این نقش را ایفا می کند(افشار،1390ص68)

 

در این فصل از پژوهش سعی خواهیم نمود دغدغه اصلی محقق و بیان مسئله اصلی پژوهش و نیز میزان اهمیت و ضرور ت پژوهش را بیان کنیم و با استفاده از یک مدل مفهومی فرضیات ،سئوالات ،اهداف و فرضیات آن را نیز بیان کنیک و تعرایف مفهومی و عملیاتی را تعریف کرده و در پایان مروری کوتاه بر تحقیقات پیشین داشته باشیم.

 

1-2-بیان مسأله :

 

امروزه  بیشتر صاحب نظران بر این باورند که هیچ امری در زندگی برای پیشبرد اهداف نمی تواند مهمتر و مؤثرتر از مدیریت و رهبری باشد. انسان پس از پیمودن مسیرهای پر فراز و نشیب به اصول و مبناهایی در مدیریت دست یافته که نتیجه ی آن، دگرگونی چهره جهان است. مدیریت در دنیای کنونی به فنون و رموزی پیچیده و اصولی پویا مجهز شده است. البته تحلیل درباره ی مدیریت، بحثی جدید نیست، بلکه از دغدغه های کهن بشر است و به یک ملت اختصاص ندارد. متفکران در طول تاریخ، درباره ی مدیریت، بسیار سخن گفته و آثار گران سنگ از خود به یادگار گذاشته اند(ایمانی،1390ص76).

 

بزرگترین پشتوانه جهت اعمال مدیریت مشارکتی، تعهد، ایمان و اعتقاد مدیران سازمان هاست و تا زمانی که مدیریت سازمان اعتقاد به مشارکت ، کارکنان نداشته باشد ، مدیریت مشارکتی تحقق پیدا نخواهد کرد(جلیل خانی، 1389 )

 

بزرگترین پشتوانه جهت اعمال مدیریت مشارکتی، تعهد، ایمان و اعتقاد مدیران سازمان هاست و تا زمانی که مدیریت سازمان اعتقاد به مشارکت ، کارکنان نداشته باشد ، مدیریت مشارکتی تحقق پیدا نخواهد کرد(جلیل خانی، 1389ص28) درواقع مدیریت مشارکتی فرایند همکاری و نفوذ کارکنان در درجات مختلف فرایند تصمیم گیری سازمان به طور فعال و واقعی و به صورت درگیری ذهنی و فکری و داوطلبانه در جهت اهداف گروهی که منجر به انگیزش کارکنان و تلاش به منظور تحقق اهداف و مسؤولیت پذیری و آفرینندگی انان شود، می باشد (صدیقی فر و نقوی،1384ص68) طوسی بیان می دارد که مشارکت پیش شرط توسعه و کلید گسترش آن آموزش و پرورش است. آموزش و پرورش موجب افزایش آگاهی و توانایی های انسان است و این خود خواست مردمان را برای مشارکت افزایش می دهد. مشارکت در مدیریت سبب می شود تا میزان نظارت بر کارکنان کاهش یابد و کارکنان خود برای افزایش کارایی و اثربخشی سازمانی دلسوزی نشان دهند و دلبستگی های خود را بر هدفهای گروهی بیفزایند و با احساس نظر مثبت نسبت به خود، به پدید آمدن فضای سازمانی دلپذیرتر یاری دهند(طوسی، 1389ص89)

 

الگوی قدیمی مدیریت خودکامه امروز در اغلب سازمان‌ها منسوخ شده است. سازمان های امروزی نه تنها به دانش و اطلاعات بسیار وسیع‌تری نیاز دارند، بلکه به استقلال، خوداتکایی، اعتماد به نفس و خلاقیت و ابتکار بیشتری نیازمندند (ابطحی و عباسی، 1390ص154). برای دستیابی به این ویژگی‌ها، سازمان باید مهمترین منبع و عامل رقابتی خود، یعنی نیروی انسانی را توانمند کند  و در آخر این پژوهش در صدد است  تا رابطه بین مدیریت مشارکتی و توانمند سازی کارکنان قوه قضاییه را بررسی نماید (ارگنلی[5]، 2007،ص85)

 

مدیریت فراگرد تصمیم گیری و برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری و کنترل منابع انسانی، مالی، مادی و اطلاعاتی سازمان به منظور تحقق اثر بخش و کارآمد هدفهای آن است (علاقه بند، 1385، ص 10).

 

مشارکت، از سوی سازمان ملل متحد مشارکت بدین گونه تعریف شده است: « دخالت و درگیر شدن مردم در فراگردهای اقتصادی، سیاسی– اجتماعی و فرهنگی که بر سرنوشت آنها اثر می گذارد»(اسکات و ژافه[6]، 1391، ص 6).

 

توانمندسازی، كاركنان را قادر می‌سازد تا در مواجهه با مشكلات و تهدیدها، از مقاومت و انعطاف‌پذیری بیشتری برخوردار باشند. لذا می‌تواند به عنوان منبعی كه از آسیب پذیری كاركنان جلوگیری نماید و بذر امید را در شرایط بحرانی از جمله انهدام سرمایه‌های مالی و از بین رفتن زندگی انسانی، در دل آنان بكارد، مفید واقع گردد.با توجه به دگرگونی های سریع و پرشتاب دانش و معلومات بشری، همه چیز به شدت در حال تغییر و تحول است. سازمان‌ها به عنوان یك سیستم باز با محیط در تعامل می‌باشند و برای تداوم حیات نیازمند پاسخگوئی به تغییرات محیطی هستند. از آنجا كه منابع انسانی مهمترین عامل و محور سازمان‌ها محسوب می شوند، تجهیز و آماده سازی منابع مزبور برای مواجهه با تغییرات، از اهمیت ویژه برخوردار است و كلیه سازمان‌ها با هر نوع مأموریتی باید بیشترین سرمایه، وقت و برنامه را به پرورش انسان‌ها در ابعاد مختلف اختصاص دهند.

 

1-3-اهمیت و ضرورت پژوهش :

 

نظام مدیریت مشاركتی یكی از نظامهای مدیریتی پویاست كه نقش مهمی در توسعه منابع انسانی سازمان ها ایفا می کند و عبارت است از به وجود آوردن فضا و نظامی توسط مدیریت كه تمام كاركنان و مشتریان و مشاوران یك سازمان در روند تصمیم گیری و حل مسائل و مشكلات سازمان با مدیریت، همكاری و مشاركت جویند (والاس و پائول، 2011 ).

 

بزرگترین پشتوانه جهت اعمال مدیریت مشارکتی در سازمانهایی از قبیل دادگستری و دادگاههای تجدید نظر ، تعهد، ایمان و اعتقاد مدیران سازمان هاست و تا زمانی که مدیریت سازمان اعتقاد به مشارکت ، کارکنان نداشته باشد ، مدیریت مشارکتی تحقق پیدا نخواهد کرد(جلیل خانی، 1389ص39) درواقع مدیریت مشارکتی فرایند همکاری و نفوذ کارکنان در درجات مختلف فرایند تصمیم گیری سازمان به طور فعال و واقعی و به صورت درگیری ذهنی و فکری و داوطلبانه در جهت اهداف گروهی که منجر به انگیزش کارکنان و تلاش به منظور تحقق اهداف و مسؤولیت پذیری و آفرینندگی انان شود، می باشد (صدیقی فر و نقوی،1384ص19) طوسی بیان می دارد که مشارکت پیش شرط توسعه و کلید گسترش آن آموزش و پرورش است. آموزش و پرورش موجب افزایش آگاهی و توانایی های انسان است و این خود خواست مردمان را برای مشارکت افزایش می دهد. مشارکت در مدیریت سبب می شود تا میزان نظارت بر کارکنان کاهش یابد و کارکنان خود برای افزایش کارایی و اثربخشی سازمانی دلسوزی نشان دهند و دلبستگی های خود را بر هدفهای گروهی بیفزایند و با احساس نظر مثبت نسبت به خود، به پدید آمدن فضای سازمانی دلپذیرتر یاری دهند(طوسی،1389 ص28).

 

یکی از متغیرهایی که می تواند در تحقق جهانی شدن از نیروهای دیگری است که حرکت به سوی مشارکت را تقویت می کند. انسان ها، سازمان ها و حتی ملت هایی که در گذشته تا حدی منزوی بودند، اکنون از طریق دورنگار، تلویزیون و تلفن ماهواره ای با یکدیگر رابطه ای رویاروی یافته اند. فرآیند همیشگی دگرگون شدن نظام کاری در اثر پیشرفت فن آوری، بر ضرورت و نیاز به مشارکت می افزاید.اهمیت یافتن بیش از حد مشتری عامل مهم دیگری در جهت حرکت به سوی مشارکت است. تغییرات سریع محیطی، حیات بسیاری از سازمان ها را تهدید می‌کند و اقتصاد جهانی با فشارهای اقتصادی منطقه‌ای به جلو رانده می‌شود. رسانه های جدید فناوری اطلاعات، فرهنگ‌های جهانی مصرف کندنه، ظهور استانداردهای جهانی و امکان سهیم شدن در هزینه ها، تغییرات تأثیرگذارمحیطی هستند که در سازمان های امروزی وجود دارند. بقای بسیاری از سازمان ها را ناسازگارییا عدم سازش با تغییرات محیطی تهدید می‌کند (ابطحی و عباسی ،1390،ص95). تغییرات وسیع محیطی در دنیا متلاطم امروز، انعطاف پذیری سازمان ها را برای تأمین بقایشان امری ضروری ساخته است و توانمندسازی و دادن آزادی عمل به کارکنان، یکی از راهبردهای اساسی افزایش عملکرد و تأمین بقا در سازمان ها امروزی است (گودرزی و گمینیان، 1381، ص 33).

 

از آنجا که در این پژوهش هدف بررسی نقش مدیریت مشارکتی در ایجاد توانمند سازی  در سازمان قوه قضاییه و دادگستری می باشد باید اشاره نمود که ضعف تصمیم گیری مشارکتی و یا به عبارت دیگر قرار گرفتن تصمیم مشارکتی در وضعیت نا مناسب پیامد های بسیار ناگوارتری به دنبال خواهد داشت.سازمان قوه قضاییه و دادگستری برای توسعه و بهبود عملکرد خود به شدت نیازمند سرمایه انسانی است و ضعف دانش و خلاقیت و نوآوری کارکنان آن مستقیما” بر سطح عملکرد  جامعه تاثیرگذار خواهد بود.همچنین اختلاف عقیده که یکی دیگر از مولفه های مدیریت مشارکتی  می باشد این سازمان را از دستاوردهای دیگر سازمان ها و همچنین از اطلاعات به روز و کارامد محروم می نماید و روند توسعه سازمان به کندی صورت گرفته که منجر به عقب ماندگی استان در بعد فرهنگی و آموزشی می شود.ضعف در دیگر مولفه مدیریت مشارکتی یعنی عدم  تسهیم اطلاعات  نیز سازمان را به یک سازمان بسته تبدیل می نماید،سازمانی که در عکس العمل به تغییرات محیطی و پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی با اشکالات اساسی روبرو می شود.اساسا” در بحث از تحقیقات علمی به سه کارکرد اشاره می شود.تحقیقات علمی دارای کارکرد شناختی است یعنی دانش موجود را در زمینه ای خاص ارتقا می بخشد و شناخت جامعه را از آن موضوع خاص بالا می برد.بدهی است که مطالعه نقش مدیریت مشارکتی  در ایجاد توانمند سازی کارکنان  می تواند چنین کارکردی داشته باشد.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...